الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

838

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

غريب آن است كه او را دوست نباشد . هنگامىكه قضا و قدر نازل شود ، ديده كور مىگردد . آدمى چيزى جز قلب و زبان نيست . آزاده ، آزاده است گرچه او را ضرر رسد و بنده ، بنده است گرچه بسيار بكوشد . اعتراف ، جنايت را زايل مىكند . بعضى از سخنان از لبهء شمشير تيزتر است . قدرت ، عقل را زايل مىكند . زن ريحان هست ، ليكن قهرمان نيست . چون برادرى كهنه شود ، ستايش زشت مىنمايد . هرافتاده‌اى برداشته مىشود . 2103 - انجمن تعزيت نقل است كه : چون اسكندر بساط حيات درنوشت و داعى حق را لبيك اجابت گفت ، بنابر وصيّت او ، بعد از تكفين ، جسدش را در تابوت زرّين نهادند و به اسكندريّه بردندش و عظما و اشراف در همان مكان انجمنى آراستند و حكما را گفتند هريك به سبيل تعزيت و موعظه ، كلماتى چند بگويد . ميلاطوس گفت : به جهالت از دنيا بيرون شديم و به غفلت در آن اقامت كرديم و به كراهت از آنجا گشتيم . افلاطون ثانى گفت : جمع كردى آن‌چه تو را رسوا كرد و متولّى آن شدى كه از تو ، تولى نمود ؛ گناهش بر تو باقى ماند و ثمرش به ديگرى عايد شد . مسطور گفت : ديروز بر استماع قادر بوديم و بر سخن نى ؛ امروز كه بر سخن قادريم ، آيا قدرت استماع داشته باشيم ؟ ! ثاون گفت : بنگريد كه رؤياى خفته چه‌سان بگذشت و سايهء ابر چگونه شد ؟ ديگرى گفت : اسكندر به جز از اين سفر ، سفر بىاعوان نكرد . ديگرى گفت : ما را به كلامش چنان مؤدّب نساخت كه به سكوتش مؤدّب ساخت . ديگرى گفت : ديروز سيماى وى نزد ما چون زندگانى بود ، امروز ديدارش دردى است . 2104 - بدل كلام يكى از افاضل است كه : بدل غلط به خلاف بدل بعض و بدل كل و بدل اشتمال در كلام فصيح موجود نيست . چنان‌چه در كلام مجيد وجود ندارد . ديگرى به سبيل اعتراض گفته كه علّت عدم وقوع بدل غلط در كلام مجيد اين است كه غلط در كلام حق سبحانه تعالى محال است نه اين كه در كلام فصيح موجود نمىشود .